وقتی...

وقتی همه ی چیزها دست به دست هم میدن تا تو رو از خودت، دنیا و نگاهت جدا کنن،

وقتی ناراحتی چشمات رو هم کسی نمی فهمه،

وقتی همه ی دنیا میشه پاره آهن و احساس فنا میشه،

وقتی آسمون رنگ خاکستری میگیره و بارون ها هم اسیدی میشن،

وقتی زمین رو ریا و دروغ پر می کنه،

چشماتو ببند و دستهاتو دراز کن،

اون وقت دستی که آروم دستهاتو می گیره رو حس کن و ازش بخواه هیچ وقت تنهات نذاره...