طلوع
در نگرانی چشمانم حس تازه ای ببین،

حرف تازه ای بشنو و لطافتش را مانند گلبرگهای گل سرخ باران زده لمس کن.

این نگرانی از تو به من ، از من به عزیزانم به ارث رسیده و خواهد رسید.

دلیل این احساس نگرانی ، چیزیست دور اما نزدیک ، همچون افق.

تا خورشید عشقمان نرم نرمک از پشت کوه های سخت بالا نیاید و عاشقانه بر ما نتابد این نگرانی با ما خواهد بود.

اینها تعابیر مکرر یک شعر نیست.

این صداها ، حرفها و کلمات دلیل قاطع یک جمله است ... فقط یک جمله:

بیا تا در آسمان پاکیها دست در دست هم طلوع کنیم...

Image and video hosting by TinyPic