بیا تا کمی بیشتر در کنار هم باشیم...
نمی خواهم با من حرف بزنی
نمی خواهم برایم شمع بیفروزی
نمی خواهم حرفهایم درد و دل هایم را حتی گوش کنی
...
اگرچه آن روزها که معلم درس پشتکار می داد می گفت:
هر نمی خواهمی هست:
نه می خواهم !
ولی تو منطقها را در هم می شکنی!
همان بودنت برایم کافیست ...
من به جایت حرف می زنم شمع روشن میکنم و صدای نفسهایت را گوش می کنم...
فقط تو همین جا کنارم باش..همچون غنچه ای که خرامان کنار گلی شکفته میشود...
 |