آسمان من

  
 هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست    ما به فلک میرویم،عزم تماشا که راست؟
 
تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
 
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 14 اردیبهشت ماه سال 1387
چهار فصل

به نام خدا


چه زمستان تلخی بر من نمود



دوری تو ای مایه ی شادی وقت گذران


چه سرمای کشنده ای را احساس کردم


چه روزهای تیره ای شام کردم


چه خزان دیماهی در پیرامون خود دیدم


با این همه وقت سپری شده فصل تابستانی بود


پاییزی پربرکت و بارور


و از عشق هوس انگیز بهاری آبستن


همچون بیوه زنی که پس از مرگ شوی در انتظار فرزند است


اما این فراوانی در نظر من


همچون امید یتیمان،همچون طفل نامشروع می نمود


زیرا تابستان و شادیش برای من فرع و وجود تو اصل بود


در دوری تو حتی مرغان نغمه سرای تابستان خاموشند


و اگر هم بخوانند، نوایشان چنان آکنده از غم است،


که برگ درختان را چنان پژمرده می کند که گویی زمستان نزدیک می شود.


شاعر:؟


تعداد بازدیدکنندگان : 5637


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
هرکس گمشده ای دارد

و خدا گمشده ای داشت.

هرکس دو تا ست

وخدا یکی بود.

و یکی چه طور می توانست باشد؟

هرکس به اندازه ای که احساسش می کنند هست

و خداکسی که احساسش کند ، نداشت.

عظمتها همواره در جستجوی چشمی است

که آن را ببیند.

و خدا آفریدگار بود

وچگونه می توانست نیافریند؟

زمین را گسترد و آسمانها را بر کشید.

و خدا بود و عدم

جز خدا هیچ نبود

در نبودن، نتوانستن بود

با نبودن، نتوان بودن

و خدا تنها بود.

هرکسی گمشده ای داشت

و خدا گمشده ای داشت.
دکتر علی شریعتی
شناسنامه کامل من...