آسمان من

  
 هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست    ما به فلک میرویم،عزم تماشا که راست؟
 
تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
 
آرشیو

مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 8 فروردین ماه سال 1387
یک شعر!
«گیسوی زرین خود را به دست نسیم سپرده بود
و نسیم آن را به صدها چین و شکن فریبنده پراکنده بود
به فروغی با زیبایی برون از اندازه
دیدگانش می درخشید _ کمتر کسی به چشمانش نگریسته بود
نمی دانم درست و یا به خطا دیدم که:
چهره اش آکنده از مهر بود
من که اخگر عشق در سینه داشتم
شگفت نبود که یکباره به خرمن دلم زند
گامهایش به انسان فانی نمی ماند
سیمایی فرشته گون داشت
آهنگ صدایش نوای انسان معمولی را نداشت
پیکری بود آسمانی، خورشیدی تابان بود
من او را بدین گونه دیدم،هر آینه چنین نباشد،
کاستن از کشش کمان، زخم تیر را درمان پذیر تر نمی کند.»
جاکومودا لنتینو

تعداد بازدیدکنندگان : 5649


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
هرکس گمشده ای دارد

و خدا گمشده ای داشت.

هرکس دو تا ست

وخدا یکی بود.

و یکی چه طور می توانست باشد؟

هرکس به اندازه ای که احساسش می کنند هست

و خداکسی که احساسش کند ، نداشت.

عظمتها همواره در جستجوی چشمی است

که آن را ببیند.

و خدا آفریدگار بود

وچگونه می توانست نیافریند؟

زمین را گسترد و آسمانها را بر کشید.

و خدا بود و عدم

جز خدا هیچ نبود

در نبودن، نتوانستن بود

با نبودن، نتوان بودن

و خدا تنها بود.

هرکسی گمشده ای داشت

و خدا گمشده ای داشت.
دکتر علی شریعتی
شناسنامه کامل من...