چو رخت خویش بر بستم از این خاک همه گفتند با ما آشنا بود
ولیکن کس ندانست این مسافر چه گفت و با که گفت و از کجا بود
اقبال لاهوری
_________________________________________
عاشق عشق به هوای تو شد کشت (رضا) به رضای تو شد
پنجره ها خون آلودند (قصه همین است و بودست)....
بنگر که دریا خون شده فواره ها گلگون شده
لیلای بی دل را ببین از عشق تو مجنون شده
شهادت امام رضا ( ع ) رو به همه عاشقان و دوستداران ایشان تسلیت عرض می کنم. |