آسمان من

  
 هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست    ما به فلک میرویم،عزم تماشا که راست؟
 
تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
 
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 1 اسفند ماه سال 1386
روزها
روزهای من !
می گذرید!
از میان زندگی که هنوز بوی امید دارد.
و از خاطره ها !
کاش هیچ وقت شب نمی شدید!
من شب را زمانی دوست داشتم که عطر عشق را در روحم جاری کند .
من شبهایی داشته ام که از روز هم روشن تر بوده است.
من شبهای سیاه بی پروردگارم را دوست ندارم.
من شب را با نور خدا می خواهم!
ای روزهای خسته من !
می گذرید و می گذرید و من قدرت جلودار شدن شما را ندارم!
و صفحه های تقویم عمر چه با سرعت ورق می خورند.
در چهار راه زندگی گویا مردد ایستاده ام.
به کدام سو آخر؟
خدایا تو کجایی.
راه تو را می خواهم.
روزهایم می روند ! هنوز امیدوارم .اما تو پس کجایی؟
بیا به من روز و شبهای روشن بده.
من بر سر چهار راه هنوز منتظرم!
منتظر!

تعداد بازدیدکنندگان : 5629


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
هرکس گمشده ای دارد

و خدا گمشده ای داشت.

هرکس دو تا ست

وخدا یکی بود.

و یکی چه طور می توانست باشد؟

هرکس به اندازه ای که احساسش می کنند هست

و خداکسی که احساسش کند ، نداشت.

عظمتها همواره در جستجوی چشمی است

که آن را ببیند.

و خدا آفریدگار بود

وچگونه می توانست نیافریند؟

زمین را گسترد و آسمانها را بر کشید.

و خدا بود و عدم

جز خدا هیچ نبود

در نبودن، نتوانستن بود

با نبودن، نتوان بودن

و خدا تنها بود.

هرکسی گمشده ای داشت

و خدا گمشده ای داشت.
دکتر علی شریعتی
شناسنامه کامل من...