آسمان من

  
 هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست    ما به فلک میرویم،عزم تماشا که راست؟
 
تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
 
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 18 بهمن ماه سال 1386
امید / آرزو
سلام
گاهی با خودم فکر می کنم امید به دست یافتن آرزوها بعضی اوقات از رسیدن به آرزو شیرین تر است.
یا شوق و ذوق و حرکت و اراده برای رسیدن به مقصد گاهی آنقدر جذاب است که وقتی به هدف رسیدی دیگر آرزو معنا ندارد .و من این رو در هر هدفی تجربه کردم . و فکر می کنم این یکی از خاصیتهای بارز انسانه که امید و آرزو داشته باشه که به هدفش دست پیدا کنه در مورد آرزو_ امید حرفهای بسیاری از بزرگان شنیدم که این سخن نیلی من رو به تفکر واداشت:
« آرزو ریشه حیات ماست. اگرچه این ریشه حیات ما را به تدریج میسوزاند.اما همین مایه زندگیست.»
چه طور آرزو می تونه ریشه حیات ما رو بسوزونه ؟ شاید با نرسیدن به مسیر و ناامیدی این اتفاق بیفته .
کتاب رهنمون رو که برداشتم ده ها نظر رو در این زمینه ( امید و آرزو )خوندم که بعضیهاش برام جالب بود . مثل:
امید مادر ایمان است.
یا
امید داروئی است که شفا نمی دهد بلکه درد را قابل تحمل می سازد.
یا
امید نصف خوشبختی است.
یا
از آرزوهای دور و دراز دوری نمایید چه جز سختی و ملال خاطر بار و بری ندارد.
.....
اما در همه اینها به این نتیجه رسیدم که آنچه که مهمه اینه که ما به چه چیزی امید داریم ؟ امید به خوب زیستن یا مثلا امید به چیزهای محال ؟هرچند فکر می کنم امیال محال هم در صورتی که فقط : یک آرزوی مشخص باشند و آدم رو دچار سرگردانی نکنند می توانند شیرین باشند و حتی در بعضی مواقع به وقوع هم پیوستند.
اینجاست که همه چیز به نوع تفکر و اندیشه و حالات درونی ما بستگی داره و اینکه ما آرزوی رسیدن به چه چیزهایی رو داریم یا این شناخت رو از خودمون داریم که آیا حرکتی به خودمون در جهت نیل به اهدافمون می دیم یا نه؟
و این مسئله ای بود که فکر منو به خودش مشغول کرده بود و امیدوارم که شما هم کمکم کنید تا منطقشو پیدا کنم .
از همراهیتون ممنونم
موفق و شاداب باشید!

تعداد بازدیدکنندگان : 5632


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
هرکس گمشده ای دارد

و خدا گمشده ای داشت.

هرکس دو تا ست

وخدا یکی بود.

و یکی چه طور می توانست باشد؟

هرکس به اندازه ای که احساسش می کنند هست

و خداکسی که احساسش کند ، نداشت.

عظمتها همواره در جستجوی چشمی است

که آن را ببیند.

و خدا آفریدگار بود

وچگونه می توانست نیافریند؟

زمین را گسترد و آسمانها را بر کشید.

و خدا بود و عدم

جز خدا هیچ نبود

در نبودن، نتوانستن بود

با نبودن، نتوان بودن

و خدا تنها بود.

هرکسی گمشده ای داشت

و خدا گمشده ای داشت.
دکتر علی شریعتی
شناسنامه کامل من...